این شروعی بود برای ماجرای هیجان انگیز جایی که تصورات به واقعیت تبدیل میشدند ناگهان و او آماده بود برای برانگیختن حواس با هر لمس دهان خمار و نگاه نافذ نوید یک شب فراموش نشدنی را میدادند هر نفس یک شوق بیحد برای لمس آن بدن ظریف اعضا به هم چسبیدند و گرمای خواستن زبانهکشید او به آرامی لمس کرد آن برجستگیها را با دستان مهربانش صدای نفسها در فضا پیچید و لحظات به جاودانه تبدیل شدند هر لرزش یک حس تازه را بازگو میکرد شهوت از هر ذره وجودشان بیرون میتراوید و زمان بیاهمیت بود او مسحور شد از جذابیت این هنگام خوشحالی در نگاهش میدرخشید و او میخواست که این لحظه پایانی نداشته باشد شور حرارت بدن دیگری او در اوج هیجان بود با هر دم شدت شور بیشتر میشد تمام بدنشان به آتش کشیده شد انفجاری از لذت در روحشان جریان یافت و آن دو در کمال شور مست شدند لحظهای بینظیر که هرگز از خاطرشان نخواهد رفت هوس و دلدادگی در یکی شد